وکالیست متسو - سوپرانو
۱۳۸٩/٢/۱
بافتهای موسیقایی - ( آینه ساختار ذهنی آهنگساز) ( 1) ... نظرات() 

درود بر یاران وکالیست .

چنانکه از نگاره های پیشین به یاد داشته باشید؛ از بافت موسیقایی سخن گفتیم و آن که با توجه به ساختارهای  پیش ساخته در ذهن و گوش روح موسیقیدان ؛ممکن است به گونه ای تک بافت ( در اصطلاح هارمونیک : هوموفونیک) یا چندبخشی ( پلی فونیک )شنیده شود و بر همین مبنا بر خطوط حامل نقش بندد .

گاهی می توان آن را به روشهای جامعه شناسی تشبیه کرد. برای نمونه من همواره یک آهنگساز که کشش افزونتر به ساختارهای تک خطی را دارد را هوموفونیک و جزمی گرا و یک بعدی لقب می دهم.

در مقابل ؛ پندار چندبعدی آهنگساز؛ او را به نگارش قطعات پارتیتورهای گسترده تر و پیچیده تر ؛ مشحون از سازهای گاه غیر متجانس اما در باطن دربرگیرنده هارمونیک های شگفت انگیز که تنها با گوش روحی پرورش یافته در وادی خودشناسی های ژرف هنرمند -که بی شک در ایجا مقصود آهنگسازی صرفا آکادمیک نیست و دایره اندیشه پردازان تجربی و حتی فیلارمونیک* را نیز شامل می شود- ترغیب می کند.

در باب ساختار معنوی و فلسفه بافتهای مورد استفاده در فن پیچیده آهنگسازی در نگاره های پسین افزونتر سخن خواهم گفت.

*: عریضه متصل( پرسش وکالیست) : معادل پارسی" فیلارمونیک" را در پیامهای نابتان - چنانچه معنایش را می دانید ؛ بنگارید .

عریضه منفصل : گاه می پندارم پراکندن هر آنچه می دانم و نمی دانم در تمامی سالهای زیستن ؛ بدون هیچ چشم داشت ؛ کارهای فرهنگی بی دستمزد و تمامی خط سیر زیستنم که بی وقفه نمایه معنویت کم فروغی در پیله تنهایی ام بود ؛ شیوه زیستنی نا درست بود یا نه؟

این دغدغه روزهای همیشگی وکالیست و بسیارانی دیگر ؛ همره با پاسخهای شتابزده و مبهم به سکوت می رسد.

چرایی اش هنوز هم بر من نهان است.

 

پاینده باشید و حقیقت نگر.

بدرود تا درودی دگر