درود بر یاران وکالیست و پوزش از آنکه میان دو نگاشته پیشین و کنونی بیشتر از گذشته سخنی نگفتیم.
اما در ادامه سخنانمان در باب مبانی هارمونی به تعابیر گوناگونی که ازمفهوم آن وجود دارد اشاره کردیم و اکنون می توانیم آرام آرام در جاده زیباییهای این دانش گام برداریم.
نخستین ایستگاه ما مروری بر آکوردشناسی است که تلخیصی از تمامی آموزه های این سراچه تاکنون است . البته این مرور برای نوازندگان مجرب و اندیشمند این سراچه به یقین تکرارشونده و ملال آور است. اما از سوی دیگر چون مبنای حقیقی فعالیت ما در علم هارمونی همین آکوردهای به ظاهر ساده اما پیچیده است که کوچکترین لغزشی در چینش آنها در کنار یکدیگر ممکن تمامی زیبایی و درستی قطعات نگاشته شده برای چهاربخش صدایی ( سوپرانو - آلتو ) با کلید سل و ( تنور و باس ) با کلید فای خط چهارم - را خدشه دار کند ؛ لذا این بازاندیشی به جا و ضروری به نظر می رسد.
لازم به یاد آوری نیست که ( مدهای ماژور ) با مدمینور ملودیک بالا رونده شباهتهای بسیار دارد( در دو نگاره پیش رابطه ماژورها و مینورها و نسبت درجات به یکدیگر را بررسی کردیم). اما این نکته ناگفته ماند که "در حقیقت اختلاف میان دو گام ؛ یکی در مد ماژور و دیگری مینور ملودیک تنها در نت درجه سوم (ااا) است."
ومی توان آن را با نگاهی ژرف تر چنِن ترسیم کرد:
+ تشابهات دو گام : ( فاصله درجات با خط تیره نشان داده شده و شماره درجات از راست به چپ خوانده می شود .)
« ١ -٢ ( یک پرده )
۴-۵ ( یک پرده ) ؛
۵-۶ (یک پرده که چه در گام ماژور و چه مینور ملودیک بالا رونده این گونه است) ؛ و سرانجام درجات (۶-٧) که در هردو مد ؛ یک پرده است.
تنها نیم پرده همسان دو گام فاصله درجات ( ٧-٨) است .
+اختلافات دو گام :
بی شک تنها مورد اختلاف درست بر روی درجه سوم است .
اما در حالت پایین روندگی تمامی تدابیر مورد استفاده ( به شکل ساختگی و نه طبیعی ) مینور ملودیک ( که در نگاره های پیشین تمهید ایجاد محسوس را برای آن در نظر گرفتیم ؛ ناپدید خواهد شد. به بیانی دیگر درجات ( ۶و٧ ) که به نام محسوس حقیقی نیم پرده دیزه شده بود ؛ اکنون ( بکار) و خنثی می شود.
از آنجا که گام مینور را غالبا با نت لا ( به واسطه بی علامت بودن ) مورد بررسی قرار می دهیم ( در بیشتر نمونه های مینور پسین نیز همین گام را مبنای تمرین در مینورها و گام دو ماژور را نیز به جهت آسودگی در اعمال تغییرات به همین دلیل در مد ماژور شالوده قرار می دهیم )
در نهایت اگر نمایه ای از دو گام لا مینور ملودیک بالا رونده و پایین رونده بیان داریم این گونه خواهد بود:( مد بالا از نت لا)
بالا رونده :
(لا -سی - دو -ر - می - فا دیز - سل دیز - لا)
پایین رونده :
لا - سل ( بکار ) - فا ( بکار ) - می - ر - دو - سی - لا)
این گام مینور ملودیک است ( این یاد آوریها از آن جهت است که بخشهای آینده تعالیم وکالیست و در هنگام نوشتن جملات هارمونی برای مینورها که فرایندی پیچیده تر از ماژورها دارند دچار اشکال نشویم).
نیز می دانیم ( آکورد های سه صدایی؛ از دو فاصله سوم روی هم که:
نت اول یا پایه ؛
سوم آکورد به نسبت فاصله درجه اش نسبت به درجه پایه
و نت واپسین که فاصله پنجم از پایه دارد ؛ تشکیل می شود ( دیرتر آکوردهای چهارصدایی نیز به دایره آکوردهایمان افزوده خواهد شد که نت پایانی آن فاصله هفتم از پایه دارد)
و این آکوردها بر روی تک تک درجات یک گام ساخته می شود .
نمونه :
دو - می - سل ؛( دو ماژور)
اما با توجه به ساختمان چهارصدایی ( که من از آن به چهارستون اصلی قامت موسیقی تعبیر می کنم) کامل باشد نیاز است یکی از نتها تکرار شود ( اول - سوم یا پنجم) .
همین ٢ سطر اخیر شاید تعریف کاملی از دانش هارمونی یاشد. چیدمان چهار نت در کنار هم که رابطه کامل ریاضی میان اجزایش نهفته است و زیبایی آفرین است.
نظم در بی نظمی را معناگر است.
و اگر درست نگاشته شود لذت شنیداری بی نهایت را معناگر.
از نگاره آینده آرام آرام به دنیای شگفت آکوردها و رابطه آن با هارمونیزه کردن یک قطعه ناب موسیقایی خواهیم پرداخت.
باشد که این گونه تلخیهای هستی کنونی خویش را به جریان نقره فام این رود بسپاریم.
رودی از جنس آکوردهای هارمونیزه.
تلاشم افزون باد !
تا درودی دگر بدرود